تا اولین باران
دلتنگی؟ می دانم .
خسته ای ؟ می دانم.
تنهایی؟ ناگفته پیداست .
حرفهای ناگفته بر دلت سنگینی می کند ؟ از شیوه ی سنگین نفس کشیدنت خوب می دانم .
بغض راه نفس کشیدن را بر تو سد کرده ؟ از هق هق لابه لای حرف زدنت پیداست .
دلت هزاران هزار خرمن گریه بهانه دارد ؟ چشمان گاه خیس تو بهترین شاهد است .
از نوشتن خسته شده ای ؟ از نانوشته هایت پیداست . از پریشانی حرفهایی که گاه و بی گاه با خطوطی نامنظم می نویسی و از این دستهایی که دیر زمانی ست با نوشتن بیگانه اند خوب می خوانم .
از قرار معلوم اهل درد دل کردن هم نیستی ؟ نا گفته هایت تلنباری است بر حرف های ناگفته ات .
می خواهی حرف بزنی ولی نمی دانی چه بگویی ؟ لرزش واژه هایت داد می زنند .
همه ی اینها را می دانم باور کن می دانم خوب هم می دانم ... ولی باور کن که بهار انتظار تو را می کشد .
با ورت می آید هنوز هم بهار چشم انتظار توست ؟ پس بمان . برای خاطر بهار هم که شده بمان !
باور کن بهار تو را دوست دارد .
تو بمان . باور کن ضرر نمی کنی .فقط تا همین بهار پیش رو صبر کن . آنوقت خواهی دید که این صبر تو زیاد هم بد نبوده است .
چه می کنی ؟... می مانی ؟
بمان
بگو
بنویس
بخوان
حرف بزن
بخند
گریه کن
شاد باش
ساعت ها در غم دوری وغربت در خودت فرو رو
اصلا چند شبانه روز سکوت کن
داد بزن
گلایه کن
برای اینکه دلتنگ نباشی برای اینکه صبر داشته باشی
همه ی بغضت را در فریادی خلاصه کن بر سر هر کس وهر چیزکه خواستی فرود آور
آسمان
زمین
...
حتی من.آری من!!
نمی گویم سالها صبر کن
فقط
آری فقط وفقط برای فرار از این دلتنگی مرگ آور
تا بهار پیش رو صبر کن .
شنیدم گفتی:
صبرت تمام شده
دیگر نمی توانی
پس بیا وبرای همراهی هم که شده
... برای هر چه دلت می خواهد اسمش را بگذاری
اصلا برای فرار از این دلتنگی
تا اولین باران صبر کن .
نگو زیاد است که شاید
همین فردای امروز
بارانی ببارد .
شاید دو روز دیگر
می دانم باورت نمی آید اما شاید هفته ی دیگر آن باران رهایی بخش باریدن گرفت .
پس برای فرار از این دلتنگی تا اولین باران صبر کن
تا اولین قطره از اولین باران
فقط همین قدر صبر کن
تا اولین قطره ای که از آسمان بر گونه های سردت فرود آید .
آن وقت باور خواهی کرد بخشش و مهربانی را
آن وقت خواهی دید
دلتنگی تو دیگر نای حرف زدن هم ندارد .
چه می کنی ؟ می مانی ؟
اصلا اولین قطره ی باران را که بر گونه هایت حس کردی
هر چه دلت گفت همان را انجام بده .
پس شد تا اولین قطره از اولین باران .
حالا فردا یا فردا های پیش رو فرقی نمی کند
برای فرار از هر چه دلتنگی
تنها و تنها تا اولین باران
صبر کن . ![]()

