چند (!) سکانس

زندگی آب روان است, روان می گذرد هر چه تقدیر من و توست همان می گذرد

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۸۷ ساعت 13:29 توسط باران  | 
هیچ توانایی و قدرتی جز به مدد خدا نیست توکل کردم بر زنده ای که هرگز نمی میرد و ستایش از آن خدایی است که فرزند نگرفته و شریکی در ملکش و جود نداشته و نیست برای او یاوری از حواری و او را بزرگ شمار بی اندازه .
آنچه تا کنون نوشتم برای این بود که روزی کسی بخواند که بشناسمش آنچه اکنون مینویسم نمیدانم برای کیست. ولی دوست دارم تا آنچه که دوست دارم را بنویسم .
شاید این بار تو بخوانی.....

                                               باران                        
  • خانه
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • خرداد ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • مهر ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • اسفند ۱۳۸۸
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • آبان ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • تیر ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • بهمن ۱۳۸۷
  • دی ۱۳۸۷
  • آذر ۱۳۸۷
  • آبان ۱۳۸۷
  • شهریور ۱۳۸۷
  • مرداد ۱۳۸۷
  • تیر ۱۳۸۷
  • خرداد ۱۳۸۷
پیوندها
  • سهم من از این بیکرانه وب
BLOGFA.COM