نشانی
نشانی از تو نمی دانم
تو نخواستی یا زمانه نخواست، نمی دانم
ولی من نشانبم را برای تو می نویسم:
در عصرهای انتظار ، به حوالی بی کسی قدم بگذار
خیابان غربتم را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!
کلبۀ غریبی ام را پیدا کن، کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام.
در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو.
حریر غمش را کنار بزن، مرا خواهی دید...!
مرا خواهی دید، پشت دیوار انتظار نشسته ام...
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 0:15 توسط باران
|